تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
511
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
كردند و گرديه شبى بستام را مست كرد و او را بكشت « 1 » . پس از آن گرديه به سوى خسرو تاخت و خسرو او را به زنى برگزيد . ياران بستام به ديلم گريختند و از آن هنگام قزوين به صورت دژى استوار در برابر ديلميان درآمد « 2 » . خسرو با زن تازهء خود به پايتخت بازگشت و چون انتقام خود را گرفته بود و همهء كسانى را كه در قتل پدرش دست داشتند كشته بود آسودهخاطر شد . غير از آنچه مذكور شد تنها گزارش ديگر مربوط به اين واقعه كه من مىشناسم روايت سبئوس ارمنى و به عبارت بهتر خلاصهاى از آن است كه پاتكانيان در ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 195 منتشر كرده است : « در اين زمان « 3 » خسرو كه مىخواست انتقام خون پدر را بگيرد دستور داد كه وندو را بكشند ؛ امّا و ستم به پارث گريخت و بر ضدّ خواهرزادهء خود قيام كرد . او در اين هنگام چنان نيرومند شد كه توانست دو تن از پادشاهان كوشان : سخوك و پريوك را به اطاعت خود درآورد ولى پريوك او را به خيانت كشت . » يك نويسندهء ارمنى متأخّر ( همان منبع ص 203 ) مىگويد : « او دو دائى خود بندو و و ستم را با شصت تن از افراد خانوادهشان با مرگ كيفر داد . » ثئوفيلاكتوس ( 15 / 5 ) مدّعى است كه خسرو همهء كسانى را كه در شورش ( بر ضدّ پدرش ) شركت داشتند به قتل رسانيد و بفرمود تا بندوئس را به دجله انداختند زيرا به پادشاهى دستدرازى كرده بود . اما آنچه شايان اهميّت است اين است كه يكى از نويسندگان عرب نسطورى مذهب ذكرى از اين قيام به طور استطراد به ميان آورده است كه اگرچه متأخّر است
--> ( 1 ) - قصّهء اين توطئه تا اندازهاى مفصّل است . مفصّلتر از آن همراه با چند خبر از گرديه ( كه باز با وصف فردوسى ارتباط پيدا مىكند ) در كتاب جاحظ ( المحاسن و الاضداد ، نسخهء خطى ليدن 1012 ) آمده است . ( 2 ) - اين امر در حقيقت شايد زودتر اتفاق افتاده بوده است . رجوع شود به مطالب قبلى . ( 3 ) - كمى پس از بازگشت خسرو به سلطنت .